از پشیمانی به جنون می رسی آخر

آن قدر که دستهایت بی حس

بی حرکت

و چشمهایت بی اقتدار و مردمک هایت بزرگ

به حدی که هیچ شوکی تکانت نمی دهد

بد خواهت که نیستم

به حق خودت که راست می گویم

جان دشمن ام را قسم خورده ام / دیگر چه می گویی؟

بد خواهت نیستم ، اما -

به جنون می رسی از پشیمانی

به همان خانه ایی که خدا را بوسیدیم

به جنون می رسی .

 

خرداد ماه 90