بادبادک چشات قشنگه

آسمونت رنگارنگه

رفتی اون بالا بالا ها

دل من به خدا تنگه

 

تا کجا ها بکشونم

نخ سرنوشتتو من؟

بی نهایت می نویسم

 پاکی سرشتتو من

 

تو همونجا ، لای ابرا

واسه من یه جایی واکن

تا نسیم اومد کنارت

زود زود منو صدا کن

 

 

موهای ناز و قشنگت

افتاده رو شونه ی باد

سایه روشن ، رقص موهات

روی پلک چشمم افتاد

 

بادبادک  ! رها شدی تو

توی اون موجای رنگی

من می خوام جدا بشی تو

از همه دلای سنگی

 

 

وقتی که تو رو می ساختم

عشق من رها شدن بود

از قفس های طلایی

قصد من جدا شدن بود

 

بادبادک ! خود منی تو

که تو آسمون رها شد

سادگی ،  لباس کهنه ام

این جوری رنگ خدا شد

 

سلام منو  برسون

اگه رفتی پیش خورشید

اگه امشب ماهو دیدی

بگو رو ماهتو بوسید

 

 

اردیبهشت ۸۷