من هنوز باور ندارم

که چرا تنهام گذاشتی

چرا بردی منو از یاد

درد و تو چشام گذاشتی

 

نه ، هنوزم نمی دونم

چرا اومدی سراغم

من از اون شبای تب دار

می سوزم ، هنوز داغم

 

می دونم غمی نداری

الهی بی غم بمونی

آرزو نمی کنم ، نه

که دیگه پیشم بمونی

 

چرا هیچ وقت نمی گفتی

واسه تو خیلی کمم من

تو فقط گله می کردی

که گرفتار غمم من

 

آره ، از چشام می خونی

که وجود من تمومه

اما نه ، نمی بینی تو

که وجود من کدومه؟

 

دارم عادت می کنم من

به نبود بودن تو

دیگه هیچ بهونه ای نیست

واسه سرودن تو

 

این منم دارم می میرم

تو که تنها نمیمونی

این منم که تو کویرم

تو بی دریا نمیمونی

 

گفتی که برات نخونم

لال شدم به خاطر تو

گفتی کاشکی پر بگیرم

بال شدم به خاطر تو

 

واسه تو غریبه ام من

جایی دیگه آشنایی

حالا که رفتی می دونم

دیگه هیچ وقت نمی یایی

 

عزیزم ! دنیا می چرخه

برو خوش باش ، بیخیالش

می ره اون روزای سختی

می رسه وقت زوالش

 

۳۰ /۲/۸۷