حس خواهی کرد نرسیده به هر چهار راه

بوی توقف های پی در پی را

از مسیر ها کاری ساخته نیست

از هر سمتی که بیایی

به هر چهار راهی که می رسی

سهم تو قرمز است

شتاب در سبز شدنِ پیشانی ات حتی هیچ ...

می مانی پشتِ این چراغِ قرمز

می بینی التماسِ دخترکی که تبسم می کند

و در آینه ی دلت نگاه

می خوابد سرِ کوچکش روی شانه اش

و دستانی که حرف می زند در کشاکشِ طلوع تا غروب

از هر راهی که بیایی

سهم تو قرمز است

تا ببینی شاخه های عشق را

زندگی را .