حمام هستی

 

آخرین حمامِ هستی می رسد

شستنِ این چرک و پستی می رسد

می رویم آرام و عاشق سوی او

دوره ای دیگر ز مستی می رسد

 

 

 22 تیر ماه 92

 

 

 

/ 14 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشید مست و خراب

رخصت همه بجرم مستی ... سر دار ملامت می میریم و میخونیم ... سرساقی سلامت زیبا بود و یاد اور دور دستهایم درپناه مهر

مهدی ملقب به قدیمی

اسباب بازی هایش را جمع کردم ... ماتم برد...؟؟!!!!!!!!!!!!! وقتی " دلم " را میان آنها دیدم...؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شوریده

درود پروین عزیز خیلی زیبا بود ...لذت بردم مهربان . یا حق.[گل] راستی نام وبلاگم رو محبت کنید توی لینک هاتون به افلاک تغییر دهید.

امیر

سلام.. آفرین بر اشعار زیبایت و سپاس که از یادم نبرده ای[گل]

شوریده

تمام سهم من از تو آتشی‌ست که از دور گرمم می‌کند و هر بار نزدیک می‌شوم، پایم پس می‌کشد! حالا تو هی بگو، از سوختن می‌ترسی، من می‌گویم از خاکستر شدن می‌ترسم...

علي

سلام! منم گاه گه شعر ميگم البته چند وقته ازين فضا فاصله گرفتم فقط بعضي وقتا تك بيتايي في البداهه مياد!!! مرسي كه سر زدين![گل]

اتنا فقیه نصیری

باریکلا