بغض

 

باران برف را خورد /

زمین عروس خود را گم کرد /

و

آدم برفی بغض شد در گلوی باد

 

16 دی 92

 

 

 

/ 4 نظر / 25 بازدید
حمید

رونوشت سلام بر پروین عزیزوقت بخیر نه این شعر ها بیشترشون مال دوستامه اسمشون اول هر شعر نوشتم خودم خیلی وقته که طبعم ..... راستی مست آهوصفت بافته گیس بیشتر از خودت برایم بنویس از آشنایی با شما کلا مغرور شدم[گل]

حمیرا

سلام خوشه پروین جان ...من عاشق شعری اسم وبلاگتون هستم خیلی کوچیک بودم این شعر رو میخوندم ...کنون که دست سحر دانه دانه چید و بیا...به کامهای کسان گمان میبرم که تویی ...ببخشید پس و پیش نوشتم موفق باشی عزیزم