به جنون می رسی ...

 

از پشیمانی به جنون می رسی آخر

آن قدر که دستهایت بی حس

بی حرکت

و چشمهایت بی اقتدار و مردمک هایت بزرگ

به حدی که هیچ شوکی تکانت نمی دهد

بد خواهت که نیستم

به حق خودت که راست می گویم

جان دشمن ام را قسم خورده ام / دیگر چه می گویی؟

بد خواهت نیستم ، اما -

به جنون می رسی از پشیمانی

به همان خانه ایی که خدا را بوسیدیم

به جنون می رسی .

 

خرداد ماه 90

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
شهرام معقول

سلام خوشه پروین گرامی خدمت رسیدم و شعر"به جنون می رسی" را خواندم، برایتان آرزوی پیروزی دارم.[گل]

رایحه گل یاس

با سلام و آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری. وبلاگ و مطالب بسیار زیبا و ارزنده شما را دیدم و با شوق تمام خواندم و لذت بردم . انشاءالله در سرودن شعر و نشر علم هر روز از روز پیش موفقتر و سر بلند باشید .