چهار راه

 

حس خواهی کرد نرسیده به هر چهار راه

بوی توقف های پی در پی را

از مسیر ها کاری ساخته نیست

از هر سمتی که بیایی

به هر چهار راهی که می رسی

سهم تو قرمز است

شتاب در سبز شدنِ پیشانی ات حتی هیچ ...

می مانی پشتِ این چراغِ قرمز

می بینی التماسِ دخترکی که تبسم می کند

و در آینه ی دلت نگاه

می خوابد سرِ کوچکش روی شانه اش

و دستانی که حرف می زند در کشاکشِ طلوع تا غروب

از هر راهی که بیایی

سهم تو قرمز است

تا ببینی شاخه های عشق را

زندگی را .

 

 

 

/ 13 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س

برای کسب درآمد از طریق وبلاگ به لینک زیر برید و عضو شوید http://popup98.com/index.php?module=register&ref=730

salam

ساسان

سلام احوال شما؟ ممنونکه به وب من سر میزنید من این مدت دستم به جشنواره موسیقی در نجف آباد بند بود نتونستم عرض ادب کنم ببخشید

اشکان

خیلی زیبا بود واقعا عالی بود دستانی که حرف می زند درکشاکش طلوع تا غروب مرسی به من هم سر بزن

غلامرضا نصراللهی

سلام خانم عابدی دعوتید به خوانشو نقد شعرهای من منتظر حضور ÷ر مهرتان هستیم.

مهدی ملقب به قدیمی

صدای زندگی را میشنوم… همــــــــــــــه جـــــــــــــــــا… فـــرا می خـــــواند مـــا را… تـــــــو را ! بـــــرای در آغـــوش کشیـــــدن معــــشوقت… مـــــرا ! بـــــــرای در آغوش کشیــــدن زانـــــوی غـــــــــم [گل]

ساناز

تا ببینی شاخه های عشق زندگی را... زیبا بود.[دست]

محمد

صدا , نور , حرکت . . . [گل] اا = = اا [گل] چهار راه . . . به نظرتون کدوم راه چراغش همینک سبز است ؟[متفکر]

محمد

صدا , نور , حرکت . . . [گل] اا = = اا [گل] چهار راه . . . به نظرتون کدوم راه چراغش همینک سبز است ؟[متفکر]