ای کاش ...

 

 

 

 

ای کاش خدای من ، مرا بر دارد

از پیشِ غریب و آشنا بر دارد

 خسته شده ام ز خویش و از خویشانم

بی وقفه وجودِ بی وفا بر دارد

 

آبان 90

 

 

 

 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
مهدی ملقب به قدیمی

به عشق پاک تو سوگند می خورم آری که بی تو می گذرد لحظه ها به دشواری چقدر خسته و بی روح و زرد می گذرند به پیش چشم من این روزهای تکراری ببین چگونه زمین گیر گشته ام بی تو ز بس می وزد از هر طرف گرفتاری اسیر تیره شب بی پناهی و دردم بدون تو منم و این کویر بیزار ی بیا مرا به نسیم تبسمی دریاب تویی که از گل و عطر بهار سرشاری تمام باغ دلم پر شکوفه خواهد شد اگر که سبز نگاهت مرا کند یاری تو شاه بیت غزلهای ناب من هستی و صادقانه بگویم قسم به چشمانت هنوز هم به امید تو زنده ام آری ------------------------------ [گل][گل][گل][گل][گل]

سالار

سلام واقعا عالیه موفق باشی ممنون میشم یه سر به وب من بزنی[دست][گل]