Four poems by PARVIN ABEDI , Translated by KAMBIZ MANUCHEHRIAN

 


انگار دلم هوای باران کرده

این بغضِ شکسته باز توفان کرده

از ابریِ چشمان خودم فهمیدم

این چشمه ی خشکیده خروشان کرده

 

Oh, I think I probably want rain

As I cried I will burst into tears again

I got it as I felt cloudy sky in my eyes

This dried spring is going to be like a fountain

 

از نبشِ همین چشمه صدایم کردی

از  قافله ی عقل جدایم کردی

من بنده ی در به در به سویت بودم

ای عشق ! مرا خودِ خدایم کردی

 

You called me somewhere around this spring

You separated me from the wisdom and everything

I was a homeless slave walking towards you

O love you made me a god of nothing

 

تن پوش چناری ات برای خودِ من

آواز قناری ات برای خودِ من

من هیچ ندارم ، این برای خود تو

آن بوسه ی جاری ات برای خودِ من

 

Your cloak which is made of plane tree, to be mine

The nice voice of your canary, to be mine

I have nothing, all of it to be yours

The kisses as you kiss me to be mine

 

تو رفتی و مهتاب تو را می بوسید

پروانه ی بی خواب تو را می بوسید

این حوض پر از رفتن و بوسه شده بود

این ماهی بی تاب تو را می بوسید

 

You left while the moonlight was kissing you

The sleepless butterfly was kissing you

This pond was full of kisses when you left

This impatient fish was kissing you

 

با تشکر از جناب کامبیز منوچهریان بابت زحمتی که  برای ترجمه ی رباعیات بالا کشیدند.

برای ایشان آرزوی توفیق و سلامتی دارم .

 

 

 

/ 48 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
S/-\}{/-\R

موفق باشی. خیلی قشنگ بود[گل]

ماهور

با سلام با چهار پاره ای به روزم .

احمد پروین

درود بر دوبیتی سرایان و رباعی نوشان....[لبخند][گل]

مهدی علیزاده

سلام بانو عابدی دست مریزاد برای این همه زیبایی. ترجمه های جناب منوچهریان را نیز خوندم . جز نثار آفرین چه بگویم ؟ [گل]

سرانی

سلام پروین جان. دو روز است که گچ پایم را باز کردم و فعلا به دلیل ورم و درد لنگان لنگان در خانه تمرین راه رفتن می کنم . امیدوارم هرچه زودتر این بحران را پشت سر بگذارم و بتوانم از این خانه بیرون بروم که حسابی کلافه شده ام .

همسفر

رباعیات زیبودل نشینی بودن مخصوصن او2 با تشکر از حضورت در نجوای شبانه

پژمان‌الماسی‌نیا

افسوس! دستان تو در شعله‌های شقایق سوخت. . . . . . . . . . ● دعوت به نُهمین مراسم خوانش "تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار" ● نگاه بهاره رضایی به چهارمین مجموعه‌شعر پژمان ‌الماسی‌نيا

تمنا صفاری

khale salam.khale fosh dadiya..akhe on kojash shabihe mane.bandeye khoda khodesh goft manam to akset basham

مریم

با سلام وسپاس از حضورتان ...مطالب ارزشمندی نوشتید اما کاش فونتهای روشن را انتخاب کنید... باز هم ممنون