چند رباعی

 

انگار دلم هوای باران کرده

این بغضٍ شکسته باز توفان کرده

از ابریٍ چشمان خودم فهمیدم

این چشمه ی خشکیده خروشان کرده

 

از نبشٍ همین چشمه صدایم کردی

از  قافله ی عقل جدایم کردی

من بنده ی در به در بسویت بودم

ای عشق ! مرا خودٍ خدایم کردی

 

تن پوش چناری ات برای خودٍ من

آواز قناری ات برای خودٍ من

من هیچ ندارم ، این برای خود تو

آن بوسه ی جاری ات برای خودٍ من

 

تو رفتی و مهتاب ترا می بوسید

پروانه ی بی خواب ترا می بوسید

این حوض پر از رفتن و بوسه شده بود

این ماهی بی تاب ترا می بوسید

 

نیلوفرٍ قامتٍ بلندَت هستم

محتاجٍ نگاهٍ همچو قندت هستم

لاحول و لا قوه الا بالله

هم آتش و دود و هم سپندت هستم

 

23 شهریور ماه 89

 

/ 12 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

هم آتش و دود و هم سپندت هستم[رویا] سلام بر شما. والا بد نیستم خوبم نیستم. میبینی که. ماهی 1بار آنلاینم. باز یاد کن مرا .فراموشت نخواهم کرد[گل][شوخی]

م.شب زده

سلام. دوست عزیز راستش تعابیر زیبایی درش بکار رفتهو بهتر از اینهم می تونه بشه. مثلن: این چشمه ی خشکیده جوشان کرده. راستی آپم

فرهادکریمی

روزنامه ی جام جم پنج شنبه ۲۵/۶/۸۹ قطار تناقض/ شعر فرهادکریمی سرشار از پدیده های همگون و متناقض است.

روح الله احمدی (بلبل)

سلام کارهای خوبی بودن یه کم توی رسوندن مفاهیم در قالب واژه ها و انتخاب بهتر کلمات و چینش مناسب اونها کنار هم باید بیشتر کار میشد

م.شب زده

سلام. آپم "نقاش مرده" در انتظار شماست

شوان كاوه

سلام دوست عزيز سروده هاي تان را خواندم ... قلم زيبايي داريد ... همچنان مي خوانم از شما ... منتظر كارهاي ديگرتان هستم ... شما را با اجازه تون لينك كردم ... خوشحال ميشم شما هم ... هميشه شادزي .

جوادزارعی

[گل][دست] سلام

شادی

نیلوفرٍ قامتٍ بلندَت هستم محتاجٍ نگاهٍ همچو قندت هستم لاحول و لا قوه الا بالله هم آتش و دود و هم سپندت هستم حال و هوایی میدی به ادم ها.خودمونیم[چشمک][ماچ]